Wednesday, December 1, 2010

سو تفاهم

تلفن زنگ میزنه " ما پشت چراغ قرمزیم داریم میام خونه" بعد دوباره تلفن زنگ میزنه ما پشت در پارکینگ خونه هستیم کلی بار داریم - کلید را بیار میخام ماشینو بیاریم تو" با عجله راه میافتی و میری تو پارکینگ ماشینیو روشن میکنی و میری از در پارکینگ بیرون" جلوی در میبینی از ماشن امده اند بیرون و میپرسن چرا داری میری ما کلی کار داریم کی وسایل رو ببره بالا.؟ بعد مجبوری توضیح بدی که داری ماشن را میبری بیرون که ماشین دوم بتونه راحت پارک کنه!!!!. به این میگن سو تفاهم . وسایل را میاری بالا .
میبینی دارن با عجله سبزی ها را میشورن و چای میخوان میگردی میبینی کتری برقی که همین دقایقی پیش ابشو گرم کرده بودی سر جاش نیست ...بعد میبینی که کنار گداشته شده که سبزی ها را پخش کنند.....چای را میخوای ببری بزای روی میز ....لپ تاپو جمع میکنی که میز خلوت بشه....چرا لپ تاپتو جمع میکنی داشتی چت میکردی....مجبوری توضیح بدی که برای باز شدن جای سینی لازمه که لپ تاب بره....هاها میترسی ببینیم...همه چی عجیب غریبه....تلفن موبایل انتن نمیده طرف داره از تو ماشن در حال حرکت زنگ میزنه تلفنش قطع میشه....بعد میخوای بگیری اشغاله بعد دوباره تلفنت زنگ میزه برمیداری طرف میگه ...چرا تلفنو قطع میکنی...بعد مجبوری توضیح بدی که بیچاره گراهام بل.....کیفت هنوز رو میزه...اشغالها رو برمیداری ببری بریزی بیرون ....کجا بدون خدا حافظی....بعد مجبوری توضیح بدی که داشتی اشغالها را میبردی بیرون .....اینا همه سو تفاهم ناشی از تجربه منفی است....لباسهات تو اطاق دیگر است ...حمام کردی با لباس راحتی داری میری لباس بیرونت رو بپوشی ....کجا اینجوری نری بیرون...ابروی مارو میبری...بعد توضیح میدی که داری میری اطاق دیگر لباستو عوض میکنی و بعد میری بیرون...ها پس لباستو از لباسشویی بالاخره گرفتی.....